خرید بک لینک
مشکلات ایثارگران سکوت سرداران یادش بخیر صادق آهنگران چه با سوز و گداز میخواند که: در باغ شهادت را نبندید به ما بیچارگان زآنسو نخندید....... اما غافل از اینکه علاوه بر نبستن در باغ شهادت ، چند در دیگر نیز برای ورود به آن باز کرده اند !! یک در ورودی سمت یمن ، یک درب سمت عراق برای ورود عراقی هایی که تا دیروز جنگ توسط ما به هلاکت می رسیدند ولی امروز به میمنت برادر بودن به شهادت می رسند ! و همچنین یک در ورودی بزرگ سمت سوریه و لبنان برای ورود شهدای مدافع حرم . جالب است جناب آیت الله شهیدی ریاست محترم بنیاد شهید و امور ایثارگران با خشنودی اعلام فرمودند که آمار شهدای حرم از هزار نفر عبور کرده است !!.

برچسب: سلام,یادگاران,ایثار,شهادت, نویسنده: حمید حسنی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:10

به گزارش ایسنا، محمود صادقی در مراسم گرامیداشت روز دانشجو که به همت انجمن اسلامی دانشگاه تهران و دانشکده علوم پزشکی تهران برگزار شد طی سخنانی با بیان اینکه «به من بسیار توصیه شده است که ترمز دستی را بکشم» و با مراقبت بیشتری سخن بگویم، اظهار کرد: من احترام خود را به رئیس وقت این دانشکده و معاونت او، مهندس خلیلی و دکتر عابدی که در برابر تعدی مأموران امنیتی در سال ۳۲ ایستادگی کردند و با به صدا در آوردن زنگ، دانشجویان را دعوت به مقاومت در برابر مأموران متجاوز شاه کردند ابراز میکنم و امروز هم دکتر سلطانی که ریاست این دانشگاه را به عهده دارد انسانی شریف میدانم و به ایشان نیز توصیه میکنم که از آن

برچسب: پیام,آوری,جدید, نویسنده: حمید حسنی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:10

بدون شک بی بدیل ترین شعرپروین همین شعر است -- برد دزدی را سوی قاضی عسسخلق بسیاری روان از پیش و پسگفت قاضی کاین خطاکاری چه بوددزد گفت از مردم آزاری چه سودگفت، بدکردار را بد کیفر استگفت، بد کار از منافق بهتر استگفت، هان بر گوی شغل خویشتنگفت، هستم همچو قاضی راهزنگفت، آن زرها که بردستی کجاستگفت، در همیان تلبیس شماستگفت، آن لعل بدخشانی چه شدگفت، میدانیم و میدانی چه شدگفت، پیش کیست آن روشن نگینگفت، بیرون آر دست از آستیندزدی پنهان و پیدا، کار تستمال دزدی، جمله در انبار تستتو قلم بر حکم داور میبریمن ز دیوار و تو از در میبریحد بگردن داری و حد میزنیگر یکی باید زدن، صد میزنیمیزنم گر من ره خلق، ای رفی

برچسب: دزد,قاضی,پروین,اعتصامی, نویسنده: حمید حسنی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:10

به گز «جیم ویزِرز» مانند یک فرد بیخانمان لباس میپوشد. او هفتهای دو تا سه بار تعمداً و با هدفی خاص لباس بیخانمانها را به تن میکند. موهایش را خاکی و لباسهایش را گِلی میکند و قدم به خیابانهای تاریک شهر پیتسبورگ میگذارد. او دنبال آدمهایی میرود که در این مدل لباس پوشیدن الگویش بودهاند. ویزِرز امروز با آدمهایی در ارتباط است که قبلاً هیچ گاه توجهی به آنها نداشت و همواره بیتفاوت از کنارشان میگذشت. او میگوید: «وقتی بار اول زیر پوست شهر فرورفتم، از دیدن این همه آدم بیمار و مفلوک در خیابانها واقعاً شوکه شدم. انگار در خیابانهای یک کشور جهان سوم راه میرفتم. جوان، پیر، بیماران روانی

برچسب: پزشک,خیابانی, نویسنده: حمید حسنی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:10

کارت عروسیشان از کارتهای فانتزی این روزهاست؛ داماد زانو زده و وقتی نخ کنار کارت را میکشی، دستهگل عروس به سمت داماد پرت میشود؛ رنگی و شاد، بیخیال همه اتفاقاتی که مریم ١٧ ساله در تمام روزهای زندگیاش تجربه کرده. کارت عروسیشان از کارتهای فانتزی این روزهاست؛ داماد زانو زده و وقتی نخ کنار کارت را میکشی، دستهگل عروس به سمت داماد پرت میشود؛ رنگی و شاد، بیخیال همه اتفاقاتی که مریم ١٧ ساله در تمام روزهای زندگیاش تجربه کرده. به گزارش روزنامه شرق، تا عروسیشان چهار روز بیشتر باقی نمانده، اما دلشان خوش نیست و با اضطراب اینکه هنوز پول پیش خانهشان جور نشده، با اضطراب اینکه جهیزیهاش در خان

برچسب: داستان,زندگی,دختر,معتاد, نویسنده: حمید حسنی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:10

صفحه بندی